قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2867
تاريخ الفي ( فارسى )
دبيس بعد از اين فتح ، پيش خليفه مسترشد نامه فرستاد و اظهار اطاعت و انقياد نمود و دليل راستى خود اين را نوشته بود « اگر من با سلطان و خليفه اخلاص نمىداشتم كى امير آقسنقر را زنده و سلامت مىگذاشتم . اكنون خليفه بايد كه نوّاب و عمّال خود را به ولايت خود فرستاده مال واجبى بستاند . و اگر رعايا در اداى مال تقصير كنند به عهدهء من كه مال خليفه را تحصيل نموده به ملازمت فرستم . » خليفه ظاهرا كس او را ملايمت گفته ، بازگردانيد . امّا بعد از مراجعت او فرمود ، كه وزير او ، جلال الدّين ابو على بن صدقه ، « 1 » را گرفته ، در بند كردند . و خانهء او را با خانههاى ياران و متعلّقان او تاراج كردند . و چون ابو على بن صدقه گرفتار شد ، برادرزادهء دبيس ، جلال الدّين ابو الرضا - كه در بغداد بود - از آنجا گريخته به جانب موصل رفت و در موصل توقّف نكرده خود را به عمّ خود دبيس و منصور بن صدقه رسانيد . و چون سلطان محمود بر حقيقت حال اطّلاع يافت ، فرمود تا برادر دبيس ، منصور بن صدقه و پسرش را گرفته در قلعهء برجين « 2 » - كه در حوالى كرجستان « 3 » بود - در بند كردند . و چون دبيس ديد كه مهم از آن گذشت كه صلاحپذير باشد ، شروع در تاخت و تاراج خليفه مسترشد باللّه نمود . در اين اثنا ، خبر رسيد كه رعاياى واسط در اداى مال واجبى اهمال مىورزند و كس نزد امير آقسنقر برسقى فرستاده از وى امداد مىخواهند . دبيس چون اين خبر شنيد ، فى الحال لشكرى انبوه همراه مهلهل كه از شجعان زمان بود به واسط فرستاد . و كس نزد مظفّر بن ابو الخير فرستاد و گفت كه « او به مدد مهلهل رفته اهل واسط را گوشمال بر اصل دهند . » و چون واسطيان بر اين حال اطّلاع يافتند ، كس نزد آقسنقر برسقى فرستاده از وى مدد طلبيدند . و خود نيز مستعدّ جنگ شده منتظر مىبودند . امير برسقى از بغداد لشكرى انبوه به مدد واسطيان فرستاد و مظفّر بن ابو الخير كس نزد مهلهل فرستاده قرار بر آن داد كه « روز نهم ماه رجب با واسطيان جنگ خواهيم كرد . » و مهلهل مىخواست كه اين فتح بىشركت مظفّر به نام [ 14 ب ] او باشد . بنابراين ، انتظار مظفّر نكشيد . و در تاريخ هشتم رجب سپاه خود را آراسته بر سر واسطيان رفت . اتراك واسط اين معنى را غنيمت دانسته شروع در جنگ كردند . بعد از اشتعال نايرهء قتال ، نسيم نصرت و فتح بر پرچم علم واسطيان وزيد و زياده از هزار نفر از سپاه مهلهل به قتل رسيد . و از مردم واسط بيش از يك كس كشته نشد و مهلهل را زنده به دست آورده در بند كشيدند . و مظفّر بنابه وعدهء
--> ( 1 ) . در متن به صورت جلال الدين ابو على صدقه آمده است . وى در 522 ه . ق درگذشت . ( 2 ) . ابن اثير به صورت " برحين " آورده است ( الكامل ، پيشين ، ص 599 ) . - ص 2819 ، پاورقى 3 . ( 3 ) . در الكامل ( پيشين ، ص 599 ) هم كرج ضبط شده است .